اسماعيل ناظم

15

طب و طبيعت ( فارسى )

در بيماريهاى قلب ، مرضى به نام « ورم أذنى القلب » وجود دارد كه حكيم ارزانى سبب آن را چنين توصيف مىكند : « در تشريح دل گفته شد كه دل داراى دو گوش است [ و آماس و ورم اين دو گوش ] ، و حدوث اين آماس چنان باشد كه به سبب امراض گرم ، روح و حرارت به تحليل رود و قوّت دل ضعيف شود و بدان سبب از تصرف كردن در غذا - چنانچه بايد - بازماند و دفع فضول بر وفق طبيعت نتواند كرد . بالضرور فضلهء رديّه در دل جمع شود و از آنكه دل اشرف است ، و غشاء و دو گوش او نسبت به او أخسّ ، طبيعت آن را به سوى أخسّ دفع سازد » . « 1 » و در جاى ديگر مىنويسند : « دليل اينكه اسهال در اين صورت غالب است كه اولا مدفع اصلى فضولات ، همان روده‌ها هستند و ثانيا طبيعت ، به خاطر شرافت و برترى معده بر روده‌ها ، فضول را از طريق روده‌ها دفع مىكند تا معده » « 2 » . گزارش ديگر او دربارهء اين قانون چنين است : « مخفى نماند كه قانون طبيعت اين است كه همان‌طور كه عضو كم‌ارزش را فداى عضو پرارزش مىكند ، يكى از دو مساوى را هم اگر بتواند فداى ديگرى مىكند » « 3 » . دربارهء علل بروز امراض پوستى در فصل بهار ، اطبّاء چنين مىگويند : « در فصل بهار كه فصل هيجان اخلاط و نهوض قوا است ، اخلاط محتبس در امكنه و افضيهء بدن توسط طبيعت به حركت مىآيند ، پس آنها را نضج مىدهد ، يعنى ترقيق و سيلان مىدهد . و اگر تواند همه را دفع كند ، لا محاله به اعضاى ضعيفه - چون پوست و مغابن و اطراف بدن - مىريزد و باعث انواع دماميل و خراجات و بثور و خارش مىشود » « 4 » . سوم : قانون « انتقال » :

--> ( 1 ) . طب اكبرى ، ص 193 . ( 2 ) . همان ، ص ؟ ؟ ؟ ؟ ( 3 ) . همان ، ص ؟ ؟ ؟ ( 4 ) . طب اكبرى ، ص ؟ ؟ ؟